تبليغاتX
مجموعه شعرهای فایز دشتستانی - فایز دشتی احادیث و روایات
محافل و مکتب خانه هايی که فايز در آنها درس ميخوانده و محيط تربيتی او به خصوص معاشرتش با علمای مذهبی و شعرای محلی ايجاب می نموده است که به ناچار با احاديث و روايات آشنای پيدا کند.بی شک خواندن قران و کتب مذهبی و ادبی و بهث جدالی که در آن روزگار در آن ديار بيشتر جنبه مذهبی داشته در فايز اثر گذاشته و او خود نيز تفسير قران ميکرده و با قصص و داستانهای قرانی به خوبی آشنای داشته است.گاهی عشق سرکش زليخا به يوسف الهام بخشش می شود برای سرودن این دوبيی:

سحرگاهان زغم با باد شبگير

کنم يعقوب سان این قصه تقرير

به مصر تن زليخای خيانت

گرفته يوسف دل کرده زنجير

و زمانی به ياد اتش طور می افتد و ظهور موسی و چنين می سرايد:

زحسن رويت ای ناديده مهجور

شدم پير و حزين و زار رنجور

بت فايز تجلی کن به يکبار

همان نوری که بد در وادی طور

و يا :

به زير گوش برق گوشواره

زده خرمن عمرم شراره

بيا فايز که از نو آتش طور

تجلی کرده بر موسی دوباره

گاهی اذان بلال خوش آواز محسورش ميکند و زمانی غرق عظمت و شکوه آيات قران ميشود:

نه هر سر چشمه ای آب زلالست

نه هر لاله رخی صاحب کمالست

نه هر برگشته بختی هست فايز

نه هر گلدستخوان مثل بلالست

 

بدی زلف سياهت ليله القدر

شب وصلت ز الف شر بهتر

هر آن کس يار فايز ديد گفتا

((سلام هی حتی مطلع الفجر))

و زمانی که به ياد آتش نمرود و گلستان خليل می افتد چه خوب زيبا می سرايد:

صنم عشق تو همچون نار نمرود

مرا در منجنيق عشق فرسود

خليل آسا رود فايز در آتش

تو ((قل يا نار کونی برد)) کن زود

و باز هم متاثر ميشود از آيات قران در این دوبيتی:

دو گيسوی تو جانا ليله القدر

بياض گردن تو مطلع الفجر

ملايک تهنيت گويند فايز

((شب وصلت زالف شهر بهتر))

فايز کسی که عشق خدا در او بيداد ميکرده و آن عشق را به صورت شعری روان و زيبا ميسرايد که همگان را به فکر در مورد خداوند يکتا وادار ميکند خدايش بيامرزد و روحش شاد.

+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه 19 تیر1386 و ساعت 12:48 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM